الشيخ محمد تقي بهجت

258

جامع المسائل ( فارسي )

باشد ، نه غير آن حتّى به نحو سرايت اجتماعى ، ضاربهاى ديگر قاتل نيستند . و تقديم دو نفر طعام مسموم را با تمشى از يكى ، از قبيل اول است ؛ مثل جارحهائى كه جرح هر كدام كافى است اگر چه به نحو سرايت باشد اماته مىنمايد . و تساوى در جنس جنايت ، مثل عدد ، معتبر نيست مثل اين كه يكى بزند و ديگرى مجروح نمايد و به هر دو قتل حاصل شود اگر چه به سرايت باشد ؛ و اگر استحقاق ديه مىشود ، پس مثل استحقاق قصاص است در اشتراك و موجب آن و محل آن . جريان حكم قتل مشترك در جنايت مشترك بر طرف 2 - آن چه گذشت از صور اشتراك در قصاص نفس ، جارى است در جنايت بر طرف و قصاص آن ؛ پس اگر دو نفر شريك در قطع يد شخصى شدند ، مىتواند قطع يد هر دو بنمايد با ردّ ديهء يك دست به هر دو ، و مىتواند قطع يد يك نفر نمايد با ردّ نصف ديهء يك دست به آن كه دستش را به قصاص بريده است ؛ بلى در قصاص به سبب جنايت بر طرف ، لازم [ است ] اشتراك در فعل واحد ، مثل شهادت دو نفر به موجب قطع اگر رجوع نمايند از شهادت ، يا اكراه انسانى بر قطع يد كسى ، يا آن كه آهنى را بر مفصل گذراند و دو نفر اعتماد بر آن نمايند تا دست قطع شود ، و نحو اينها . و مثل جنايت بر نفس نيست كه تفرق زدنها مثلًا با موت به مجموع ، كافى باشد در قصاص از همه ؛ پس اگر هر كدام جزئى از دست را قطع نمود تا آن كه همه قطع شد ، قطع يد هيچ كدام در قصاص نمىشود ، بلكه مثل همان جزء قطع مىشود اگر ممكن باشد ، و گر نه ديه ثابت است براى همان قدر از جنايت او ؛ و همچنين اگر يكى از بالاى مفصل قطع كرد و ديگرى به وسيله از پايين آن تا به هم رسانيدند آهن را و تمام بند دست قطع شد ؛ بلى اگر به سرايت از دو قطع جداگانه دست جدا بشود ، شركت محقق مىشود و قصاص از هر كدام مىشود . شركت دو يا چند زن در قتل مردى 3 - اگر در قتل مردى ، دو زن شريك شدند ، هر دو را به قصاص به قتل مىرسانند و ردّى نيست .